تبليغاتX
گروه کوهنوردی اوکسین
 

كوه ها
راست،
استوار،
پا بر جا،
تا ابد
بر قامت زمين
ايستاده‌ اند.
كاش مي‌دانستم به چه دلخوشند،
كه قرن‌هاست
اينگونه محكم
سر پا مانده‌اند….

اي كاش دلخوشي يك كوه
در دل كوچكم مي‌بود
تا اين تن نحيف
با تكيه بر استواري آن
تا ابد
به راهش
ادامه مي‌داد…

(( هان ای کوه بلند

ای سرا پا همه بند

از تو این تجربه آموخته ام

که نلرزد دلم از غرش سنگین زمان

و هراسی ندهد راه به دل از طوفان

کاه بودن ننگ است

کوه می باید بود ))

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت |

 

 تاریخ کوه نوردی در هیمالایا بعد از پایلان صعود هر 14 قله هشت هزار متری تا فرایند رویکرد امروزی و عام برای صعود به قلل آن دارای برگ هایی درخشان و تابناک است . در این دوره که تقریباً از سال 1960 آغاز گردید و تا 1990 ادامه یافت کوه نوردانی که پا به هیمالایا می گذاشتند دنیای سفید کوههای بلند را به گونه ای دیگر کشف کردند . آنها نه بدنبال افتخار اولین صعود بودند و نه مانند امروز درگیر و دار صعودهایی مشخص با راهنما و شرپا . آنان گام به گام به دنبال صعود ستیغ ها و سختون های عظیم هشت هزار متری از  راه هایی نو و مسیرهایی دشوار بودند . صرف کوه نوردی و بودن در کوه برای آن آدم های کوه ملاک اصلی بودنشان در آن دنیای سفید و سرد بود . نامهایی نظیر کوکوشکا – ویوتک کورتیکا – راینهولد مسنر – ادوارد لورتان – هانس کامر لندر- داگ اسکات – مارسل رودی و بانینگتون و ... سنگین وزن های هیمالیا با گنجینه ای از شاهکارها . هریک از این افراد به تبیین آن چیزی کوشیدند که امروزه آن را بنام آلپینیزم در هیمالایا می شناسیم هریک از این اسامی درخشش خاص خود را دارد و اما کوکوشکا کوه نورد فقید لهستانی دومین فاتح تمام هشت هزار متری ها به راحتی و به ناحق بسیار گمنام باقی مانده است . او در سال 1948 در لهستان بدنیا آمد و در سال 1989 در ارتفاع 8200 متری در جنوب لوتسه برای همیشه در کوهی که دوستش داشت آرام گرفت .  او طی هشت سال موفق به صعود تمام قلل بالای هشت هزار متر شد . تمام صعودهای او به غیر قله لوتسه یا در زمستان بود یا از مسیری نو و به صورت انفرادی . بسیاری بر این باورند که اگر کمی خوش شانس تر بود حتی  زودتر از مسنر موفق به انجام این صعودها شد . ولی کوکوشکا همواره از اینکه او را درگیر مسابقه صعود با مسنر قلمداد کنند رویگردان بود .

او می گفت : من کوه ها را به خاطر خودشان صعود می کنم نه بخاطر هیچ چیز دیگر ، کشور لهستان در زمان او دارای رژیمی کمونیستی با مسائل خاص بود . اینکه چگونه او توانست هزینه این صعودها را بدون هیچگونه کمک گیری از کمپانی ها و کارخانجات جمع آوری کند ، نشان از اراده سخت او دارد.

او هنگامی که به کشورش برمی گشت ضمن زندگی با همسر و دو پسرش با کار در ارتفاع و همچنین کار در رشته تحصیلی دانشگاهی خود پول پس انداز میکرد و باز راهی آن دیار دور می شد . دوستانش از او بعنوان مردی مهربان پرکار و بسیار قوی نام می برند مردی ساکت که همواره آماده کمک به دیگران بود . توانایی غریب او در پیمایش کوه ها و مسیرهای فنی اعجاب آور بود . صعود او بر روی K2 از مسیری که امروزه بنام مسیر کوکوشکا شهرت یافته یکی از غریب ترین سنگ نوردی های انجام شده در ارتفاع بالا8400 متر بود . مسیری با درجه سختی 11 . 5 بدون اکسیژن و در K2 بعد از اتمام صعودهای او بر روی هشت هزار متری ها او باز به هیمالایا بازگشت . هدف او قله لوتسه بود . تنها قله ای که از مسیر عادی صعود کرده بود و راه انتخابی او دیواره جنوبی این کوه بود . دیواره ای که منسر صعود آن را میراث کوهنوردان قرن 21 خوانده بود . او با طنابش تا ارتفاع 8200 متری و تقریباً تا انتهای دیواره صعود می کنند . در آخرین طول های مسیر کوکوشکا پاندول می شود . کارگاه سقوط او را تاب می آورد . اما طناب پاره می شود ! طنابی دست دوم که از یک تیم ژاپنی در نپال خریداری کرده بود.....

             منبع : فصلنامه کوه

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت |

سلام به دوستان اوکسینی

خواستم یک عذر خواهی کتبی بابت گرفتاریام و شاید  کم کاری ها نسبت به وب لاگ که بخدا موجه

بوده بکنم امیدوارم از این پس پر قدرت تر حاضر بشیم امیدوارم  قالب جدید از نظر شما هم جذاب باشه

خوشحالم که در برنامه اشترانکوه بعد از چند وقت با خیلی از شما در کوهستان هم قدم میشم

دوستتون دارم

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در چهارشنبه 29 خرداد1387 و ساعت |

                                                   

 

نام و نام خانوادگی: حامد ممبینی

تاریخ تولد: ۱۲/ ۶/ ۱۳۵۸

متولد: اهواز

میزان تحصیلات : لیسانس عمران از دانشگاه چمران (شاخه شمالی)

تاریخ عضویت در اوکسین: ۲/۱/۸۴

 

- دیگر رشته های ورزشی که در آنها مشغول بوده اید و یا هستید؟

فوتبال

 

- آیا قبل از عضویت در  اوکسین تجربه دیگری از کوهستان داشته اید؟

خیر

 

- بهترین برنامه ای که در اوکسین داشته اید؟(در صورت امکان با دلیل)

دنا (حوض دال) بخاطر طبیعت زیبای دنا

 

-   بدترین برنامه ای که در اوکسین داشته اید؟(در صورت امکان با دلیل)

شیمبار!

 

 حامد ممبینی  سنگنوردی - دیواره های خائیز بهبهان

 

 

علایق

    

 

رنگ

فصل

ماه

ورزش

طبیعت

ذائقه

غذا

زرد

پاییز

مهر

فوتبال

دشت

شیرین

 قورمه سبزی

 

- به کدامیک از شاخه های زیر گرایش بیشتری دارید؟

 1-کوهپیمایی
2- سنگنوردی و دیواره
3- گلگشت
4- پیمایش چند روزه
5-صعود برف و یخ

         

 

- به کدامیک از مسئولیتهای زیر گرایش بیشتری دارید؟

1-امور مالی

2-گزارشگری

3-عکاسی

4-پاکبانی

 

 

- از حامد خواستیم تا در برابر کلمات زیر اولین احساس یا چیزی که به ذهنش خطور میکنه و یا تعریف او از  این کلمات را بیان کند؟

 

اوکسین = خاطرات خوب

برف = عینک

باد = برگ

آتش = آرامش

قله = اعتماد به نفس

بهترین روز سال =اول مهر

بدترین روز سال = ۱۴ فروردین

بهترین لحظه = در کنار دوستان

بدترین لحظه = -

 

 

کلام آخر حامد ممبینی:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است    با دوستان مروت با دشمنان مدارا  

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در دوشنبه 20 خرداد1387 و ساعت |

 

صعود خط راس دنا با موفقیت انجام شد

         خدمت همنوردان اوکسینی عرض تبریک داریم خسته نباشید

اما صعود اشترانکوه نزدیکه   خستگی رو باید خیلی زود در کنید  

و تمرینات رو شروع

منتظر گزارش و تصاویر این صعود باشید

در ضمن برای دیگر همنوردان اوکسینی که هم زمان با این صعود دل به  طبیعت استان فارس دادن

آرزوی سلامتی و شادکامی میکنیم

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در شنبه 18 خرداد1387 و ساعت |

 

چرا تنها؟! - نگاه از پشت پنجره  - ماه و آفتاب  نمی دونم چه عنوانی برای این پست انتخاب کنم و کدوم واژه رو بر سر درب این مطلب که نانوشته ای لبریز از نوشته هاست بگذارم ولی هر چه هست، طلوع و غروبی ست برای یه زندگی.

 همیشه می خواستم بدونم چرا آدمها بالای كوه آروم میشن؟!. چرا با وجود خستگی یك هفته كار، باز دوست دارن آخر هفته ای برن كوه؟! شاید به خاطر این كه سكوت كوه در هیچ جای دیگه ای وجود نداره. سكوتی كه آدمو نمی ترسونه و آزار نمیده. سكوتی كه لذت گنگی رو زیر پوست رها میكنه. منافذ ارتباطی انسان با دنیا رو كه به دلیل مشغولیتهای روزانه، بسته میشن، باز میكنه و فرد رو به فهمیدن زبان طبیعت و شاید زبان دلش نزدیكتر میكنه.

اما حالا كه با كوه مانوستر شدم چرایی ماجرا رو بهتر می فهمم. واقعیت اینه كه وقتی اون بالایی، و به پایین نگاه میكنی همه چیزو خیلی كوچیك می بینی. خیلی چیزا رو هم اصلا نمی بینی. تمام غصه ها، خودخواهی ها، حسادتها حتی خوشیها، عشقها و دوست داشتنها همون پایین می مونن. دیگه اون بالا هیچ كدومشون نیستن تا مجبور باشی خواسته یا ناخواسته با خودت همه جا حملشون بكنی. دیگه آزادِ آزادی. اون بالا فقط خودت هستی و ذهنی كه داره میره به پیروی از كوه و طبیعت، آروم بگیره. اون بالا فقط خودت هستی و دنیایی كه عظمتشو همه جا گسترده كرده و تا بی نهایت ادامه یافته. اون بالا همه ساده و صادقن، حتی آدما نقابهاشونو از چهره برمیدارن. اون بالا همه چیز دست نخورده است، درست همون طوری كه از ابتدای آفرینش بوده. اون بالا درست مثل اینه كه وصل میشی به ابتدای دنیا، به لحظه آفرینش، به زمانی كه روحت جزیی از خدا بود و این طوری یادت میآد عظمتی رو كه در وجودت نهفته شده و همواره تواناییهاتو تغذیه میكنه! و اینگونه آماده میشی بری پایین و زندگی رو با انرژیِ بیشتر ادامه بِدی.

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت |

برترين شكل تمرينات همانا تمرينات هوازي نظير دويدن و دوچرخه سواري است. اين تمرينات حتي مي توانند بر روي ترد ميل و دوچرخه هاي ثابت در منازل انجام شوند. البته اگر تاكنون ورزش مناسبي را انجام نمي داديد، بهتر است فعاليت خود را آرام و در مدت زمان كوتاهي آغاز كنيد تا به آمادگي بدني بهتري برسيد.

شما مي توانيد هر هفته  3  روز  با حدود 70% تا 85% ضربان به تمرين بپردازيد. مدت زمان دویدن شما باید از ۲۰ دقیقه شروع و با افزایش دو دقیقه ای در هر جلسه نهایتا به ۵۰ دقیقه ختم گردد.

بهترين راه بدست آوردن حداكثر ضربان كسر سن افراد از عدد 220 مي باشد. يعني يك فرد 24 ساله حداكثر ضربانش بايد 196 عدد در دقيقه باشد و 70% تا 85% اين حد چيزي نزديك به 137-167 عدد در دقيقه است.

پس از چند هفته و در صورت رسيدن به آمادگي مناسب بدني قادر خواهيد بود مابين تمرينات خود اقدام به افزايش فشار تمرين در فواصل مشخص به شكل اينتروال نمائيد. ضمن آنكه مي توانيد با افزودن تمرينات با وزنه و كوه پيمايي حد آمادگي خود را به شكل مطلوب تري بالا ببريد.

اينك قادر خواهيد بود با افزودن يك روز به عنوان تمرينات تكنيكي شرايط كوهستان را براي خود شبيه سازي كنيد. كوه پيمايي، پله نوردي با كوله پشتي، سنگ نوردي در داخل سالن هر يك مي توانند مكملهاي مناسبي در كنار تمرينات دو و دوچرخه باشند.

شما باید حداقل دو ماه پيش از آغاز فصل صعود به قلل مرتفع اقدام به آغاز اين برنامه نمائيد.

البته به خاطر داشته باشيد مهمترين مكمل براي تمرينات مناسب بهره گيري از تغذيه مناسب و يك رژيم غذايي با پروتئین بالا زير نظر پزشك متخصص است.

اگرچه ریز فاکتورهای زیادی در همسازی بدن با ارتفاع موثرند ولی همواره بايد اين امر را در نظر داشته باشيد كه هم هوايي پايه (پيش از آغاز صعود) براي بدن لازم و ضروري است، تا شخص بتواند با شرايط اخت شود. اين كار به شما براي سازگاري با ارتفاعات بالاتر كمك مي كند.

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 و ساعت |

 

 

 

قایق سواری بر روی دریاچه به سمت جزایر روی آب ومحل شبمان

 

تصوبری از طبیعت جزیره

 

 

 

 

خداحافظ کوشک  نگران نباشید بزودی تکرار میشود آب  سبزه  و  دوستان یکرنگ

 

این آفای جوان نیز پدیده برنامه کوشک بود و تحت آموزش فشرده

 

 

رضا حبشی: نامردا، مسخره بازی درنیارید دایی آدم مؤدبیه!

احسان و سیما: کلیات برنامه خوب بود ولی با توجه به فصل گرما مکان برنامه خوب نبود و  می توان در این فصل برنامه های گلگشت را در جاهای سرسبزتری برگزار کرد.

پویا: در هنگام حمل کنده ی درخت مراقب دستهای خود باشید.

مرضیه: و در هنگام استفاده از چاقو مواظب رگ های خود باشید.

محمد کریمی فر: 3 عدد دستبند، پوتین برای سربازان، پول آب و برق را باید بدهیم، پول برق جدا. 30 فروردین 87 بهترین آخر ماه فروردین اوکسینی.

نادر حبیبیان: صفحه ای دیگر از کتاب اوکسین ورق زدیم و امضایی دیگر به دفتر زندگیمان نقش بست، امضایی سبز و زیبا.

فرانه فروغی: این جزیره گویی تکه ای از بهشت بود.خیلی خوش گذشت. یک دنیا تشکر از برگزار کننده های سفر، فقط کاش می تونستم اون ملخ را هم می گرفتم...!

فریما فروغی: سفر خاطره انگیزی بود، هماهنگی ها دقیق بود و تقریبا هیچ جا معطل نشدیم. بچه های گروه ساده و با صفا هستند، امیدوارم برنامه هاشون همچنان ادامه داشته باشه.

فرزام فروغی: بدو بیا به اوکسین                برو دنبال افشین

                 به رهبری خسرو                به یه قایق تندرو

                پاتو بزار تو کوشک             تا بخوری آب زرشک

نغمه و محسن: سفر خوبی بود، دوستان خوب و جدیدی پیدا کردیم. تازه یه چیز مهمتر، معنی غذا خوردن رو فهمیدیم از نظر تارزانی و به زور خوردن و در کل از قافله عقب نیفتادن.

مسعود کردونی: برنامه ی سفر بسیار عالی بود، فقط کارشناس تدارکات می خواهید.

صادق نوروزی: بهترین حسن بچه های اوکسین، میل شدید به داشتن تفرقه می باشد...!

خوزستان برای اوکسین کوچیکه.

اکبر اندکاهی: ضمن خسته نباشی سفر بسیار جالبی بود و به تجاربمان افزود. بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

حامد ممبینی: قدر انگشتاتون رو بدونید.

میلاد مصلحی: توی این سفر افشین خیلی خرو پف کرد.

دایی؟: حیف از این جوان های خوب ایرانی که اینچنین محدودشده اند. قدر این جوانها را باید دانست.

علی عچرش: عالی بود.

فریبرز مهرگان: سفر با بچه های خوب همیشه خاطره انگیزه. دلم هواتونو می کنه.

علی ظهوری: یک جو صمیمی و یک طبیعت زیبا، همه مثل یک رؤیا بود. کاش این رؤیا تمام  نمی شد.

هانیه مظاهری: جزیره ای آرام، شبی مهتابی و به یاد ماندنی در کنار دوستان عزیز.

سپیده بینا: دو چیز از یادم نمی ره، روزهای خوب و دوستی های خوب. ولی یک چیز هست که الا از ذهن آدم پاک نمی شه، روزهای خوبی که با دوستهای خوب داشتی!

مهدی و سیف الله: ما برای فصل کردن آمدیم     نی برای وصل کردن آمدیم

اگر زندگی پر از عشق واحساس دارید، اگر زندگی شما همچون عسل شیرین است، کافیست یک تماس با ما بگیرید تا با متدهای جدید و مدرن جدایی شما را تضمین کنیم. فقط در دو روز

-   شرکت مهندسین مشاور جدایی ساز گستر کوشک-

عباسپور: جو صمیمی و همدلی اعضاء گروه، فضای کوهستان را لذت بخش نمود.

امین حیاتی مهر: سفری بسیار جالب و جذاب و از همه مهمتر پیدا کردن دوستانی گرانقدر.

بنفشه : همه چی خیلی خوب بود. با تشکر از زحمات شما و دوستان.

عاطفه: و ای کاش این شیرینی تمامی نداشت. قایق سواری عالی بود، چه بهتر اگر بچه ها همه با هم توی یک قایق بودند(کشتی). آخرش هم دست همتون درد نکنه.

نوید شوشتریان: با اینکه برای اولین باردر این جمع بودم، با این حال به نظر من برنامه ای بود نسبتا کامل و منظم. دوام این برنامه ها را خواستارم.

سعید مهرگان: افتخاری بود که نصیب من شد که خدمت شما خواهر و برادران عزیز رسیدم.  که این دو روز و یک شب بر من لحظه ای گذشت. به عنوان پیشنهاد اگر بی ادبی نباشد      می توان برنامه ها و تدارکات را با کمی استفاده کردن از تجارب دیگران کاملتر و بهتر کرد.

کیارش فروغی: دلیا بود، عایق موتولی بود (ترجمه: دریا بود قایق موتوری بود)

آیدا: هیچ انسانی نمی داند که همین لحظه از زندگیش خاطره می شود، به قول فروغ پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست...

 

افشین شاهین زاده: دوستی آرامش می آورد و شادمانی. و ما دوست بوده ایم با کوهستان.ما عشق ورزیده ایم به کوهستان...

خسرو: یک تکرار نو برای من     امیدوارم به همه خوش گذشته باشه دلم برای همهتون تنگ میشه

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت |

 

... و باز به همان سؤال همیشگی می رسیم. ما در آن بلندی ها و در اعماق آن دره ها و بر روی صخره های خطرناک بدنبال چیستیم؟

قصه ساده می شود، به سادگی و کوتاهی جمله ایی که هنوز آغاز نشده پایان می یابد: که کنده ی درختی پیدا شد، افکاری پدید آمدو جمعی از دانشمندان جمع شدندو انگشتی نوازش شد، به همین سادگی.

مقدمه:

طبق برنامه ی اعلام شده در یک ظهر دلپذیر(دمای 38 سانتی گراد)، با یارانی مهربان، خوش ذوق و پر انرژی، عده ای در فرهنگشهر و بقیه در چهار شیر، دور هم جمع شدیم تا آغاز کنیم سفری را که انتظار ما را می کشد.

و حضور مهمانان عزیز مایه ی خوشوقتی ما شد، دوستانی که امید داریم با حضور مجددشان در گلگشت های آینده به ما افتخار این همراهی صادقانه و سالم را بدهند.

وضعیت هوا: نسبتا صاف همراه با افزایش ابر و وزش ملایم باد در بعد از ظهر.

شرح برنامه:

خسرو حبیبیان (سرپرست)

سیف الله موسوی(مسئول امور مالی)

رضا حبشی و فرزام فروغی (عکاس)

مهدی مرادی و هانیه مظاهری(امدادگر)

بنفشه دهدشتیان(پاکبان)

آیدا حیاتی مهر (گزارشگر)

پس از معرفی دوستان به یکدیگر آماده رفتن شدیم. ساعت 1:45 از چهار شیر به سمت مسجد سلیمان با تعداد سی و چهار نفر و نصف حرکت کردیم. حرکت ما در کمال صفا و آرامش انجام شد.

ساعت 2:30 توقف کوتاه و سوختگیری اتوبوس و رفع خستگی مختصری که همراه با خنکی آب کلمن ماشین شد. گذشت زمان در خنده ی ما گم بود.

ساعت 4 از کمربندی مسجد سلیمان گذشتیم و یکساعت بعد به اندیکا رسیدیم و روستاهای کنار هم که هر کدام صاحب نامی بودند.

ساعت 5:30 به منطقه ی شرکتی کوشک رسیدیم و درست بیست دقیقه بعد به دریاچه ای که صاحب پلاژهایی بسیار زیبا بود.

همه چیز در مسیر برنامه ی از پیش تعیین شده پیش می رفت. خسرو(سرپرست صاحب رکورد) سازماندهی دقیقی ارائه داده بود. بی نظیر نه ولی کم نظیر بود.

ساعت 6:25 سوار قایق ها شدیم که از قبل رزرو شده بود. چهار قایق موتوری که ما را روی آبی اب پیش می بردند. حرکت گروهی لذت صد چندان داشت.

سی و پنج دقیقه بعد جایگاهی که مورد تأیید افشین خان (مسؤول فنی) و خسرو خان بود تعیین شد و ما با کوله های خود پا به جزیره ای گذاشتیم که پای تکنولوژی آنرا لمس نکرده بود.( موبایل ها خاموش و بدون آنتن دهی).

در ابتدای کار، در سینه کش کوه، مردی با تجربه نکات مورد نیاز و قابل تأمل  را به گروه یادآوری کرد.

چادرها علم شد و حسی سرشار از آرامش در وجود ما رخنه کرد، آرامشی که در هیاهوی شهر گاهی از ما فاصله می گیرد.

سرپرست برنامه، مسئولیت ها را به افراد گروه سپرد و کار تیمی آغاز شد.

بعد از صرف شام در فضای صمیمی در زیر رقص نور مهتاب، انگشتان هنر مندان گروه نواخت آنچه را که دل می پسندید.

تعدادی خوابیدند و دیگران پاس داشتند، در کنار شعله های آتش که نمی دانم چرا مهربان        می سوخت.

صبح  بعد از صرف صبحانه در یک جو دوستانه، عده ای به قصد ماهیگری رفتند و  تعدادی دیگر به قصد شنا به آب زدند که البته همه ی  کارها با توافق سرپرست برنامه انجام شد.

بعد از صرف ناهار(در جوار سرخپوستها!!!!!) گروه برای ترک جزیره آماده شدند.

رأس ساعت مقرر قایقها برای بردن ما حاضر بودند، هوا کمی غبار آلود و شدت باد کمی بیشتر شده بود.

ساعت 4 به سمت اهواز حرکت کردیم که البته در میان راه گلوی گروه با آبمیوه و بستنی مخصوص ملاثانی طروات و تازگی گرفت و تا اهواز این طروات را با خواندن سرود خرج کردند ولی باز هم طروات بود.

ساعت یک ربع مانده به هشت همه صحیح و سلامت اهواز بودند.

 

                                                          نویسنده: آیدا حیاتی مهر

 

توضیح: مسافت و منطقه جغرافیایی محل در پست های قبل به طور کامل و شماتیک توضیح داده شده است و ما در این گزارش از تکرار مکررات خودداری نمودیم.


 

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 و ساعت |

آمار کل بازدیدها

سلام

تقويم ورزشي گروه کوهنوردي اوکسین
شهرستان اهواز
سال 1387
تاريخ برنامه
عنوان برنامه - منطقه اجرا



29/1/87
کوشک مسجد سلیمان



19/2/87
دلا



14/3/87
صعود خط راس دنا



26/4/87
اشترانکوه



24/5/87
سبلان



7/6/87
مال آقا باغملک